وقتي بيش از دو ساعت خون به مغز نرسد، بخش‌هايي از مغز از بين مي‌روند. اگر خون به مدت کوتاه‌تري به مغز نرسد، نشانه‌هاي سکته شامل ضعف، کرختي يا اختلال در صحبت کردن ايجاد مي‌شود اما بعد از چند ساعت از بين مي‌رود. اين حالت به نام حمله ايسکمي گذرا (TIA) خوانده مي‌شود.
 
  عواملي که سبب افزايش خطر سکته مغزي و TIA مي‌شود شامل سيگار کشيدن، ديابت، فشار خون بالا، کلسترول بالا و نامنظمي در ضربان قلب، سن بيشتر از 55 سال و تاريخچه خانوادگي سکته مغزي يا TIA است.
 

با بررسي پنج مورد ازعلايم و نشانه‌هاي زير مي‌توان  متوجه شد که آيا يک فرد دچار سکته مغزي شده است يا خير:
 1- عدم تعادل در راه رفتن 2- صحبت کردن بصورت بريده بريده 3-   قدرت حرکت يک طرف بدن کاهش يافته يا از بين رفته است 4- همه بينايي يا بخشي از بينايي از دست رفته است 5-  دچار سردرد شديد شده است


 بنابراين بايد پنج علامت هشداردهنده ناگهاني سکته مغزي را به خاطر بسپاريد:

1- بي‌حسي ناگهاني يا ضعف عضلات صورت، بازو يا پاها، مخصوصا در يک طرف بدن

2- گيجي ناگهاني، اختلال در صحبت کردن و يا درک مطالب

3- اختلالات ناگهاني بينايي در يک يا هر دو چشم

4- اختلال ناگهاني در راه رفتن، منگي، يا از دست دادن حس تعادل و هماهنگي

5- سردرد ناگهاني شديد بدون علت

در صورتي که شما يا فرد ديگري دچار اين علايم شده است،‌ فورا به اورژانس اطلاع دهيد.


تشخيص حمله ايسکمي گذرا TIA

شروع علايم در TIA همانند سکته مغزي حاد، ناگهاني هستند. شروع بي‌سروصداي علايم به نفع TIA نيست.

شدت علايم TIA در شروع حداکثر هستند. پيشرفت تدريجي علايم به نفع يک پاتولوژي ديگر مثل ميگرن، دميليناسيون يا تومور است. هر چند ممکن است TIA عود کند، علايم متعدد و متناوب آتيپيک بوده، بايد شک به امکان دميليناسيون يا تومور را برانگيزند.

علايم کانوني: علايم نورولوژيک کانوني، نشانه کلاسيک TIA است. علايم حوزه خونرساني کاروتيد عبارتند از: آموروزيس فوگاکس، ضعف يا کرختي سمت مقابل، ديس فازي و همي‌آنوپي. علايم حوزه خونرساني ورتبروبازيلر عبارتند از: آتاکسي، سرگيجه، ديس‌آرتري، دوبيني، همي‌آنوپي و کاهش بينايي دوطرفه. گيجي، سبکي سر يا سرگيجه‌اي که به تنهايي رخ دهد، در TIA نادر است.

اختلال کارکردي عمومي: افت هوشياري (سنکوپ)، TIA نيست. انحراف‌ زاويه دهان و افتادن به يک سمت که در سنکوپ ديده مي‌شود، به راحتي ممکن است با TIA اشتباه شود. از دست دادن حافظه به تنهايي، ناشي از فراموشي عمومي گذرا است که آن هم TIA نيست.

مدت: بيشتر موارد TIA، بين 15-5 دقيقه طول مي‌کشند. علايمي که بيش از يک ساعت طول بکشند، معمولا در گروه سکته مغزي خفيف قرار مي‌گيرند. علايمي که کمتر از 30 ثانيه طول بکشند، بعيد است ناشي از TIA باشند.

الگوي قابل شناسايي: علايم منطبق با يک قلمرو نورولوژيک شناخته شده، به نفع TIA هستند. ترکيب علايم مثل ديس‌فازي، ضعف صورت و اندام فوقاني ، ويژگي بيشتري براي تشخيص دارند. ديگر ترکيب‌هاي شايع عبارتند از همي‌پارزي و از دست دادن يک طرفه حس با يا بدون همي‌آنوپي، همي‌پارزي آتاکسيک و دوبيني، ديس‌آرتري، سرگيجه و آتاکسي.

سردرد: هرچند سردرد مي‌تواند طي TIA رخ دهد، سردرد شديد يا درد چشم از تظاهرات TIA نيستند.

 

ارزيابي بيماران

معاينه: شامل بررسي نبض از نظر وجود ريتم نامنظم، اندازه‌گيري فشارخون، سمع صداهاي قلب و معاينه نورولوژيک براي تشخيص هرگونه نشانه باقيمانده است.

بررسي‌ها: شامل شمارش کامل سلول‌هاي خوني، اندازه‌گيري اوره و الکتروليت‌ها، گلوکز ناشتاي خون و کلسترول تام هستند. تمام بيماران دچار TIA گردش خون کاروتيد که مناسب مداخله جراحي هستند، بايد تحت داپلر اورژانس کاروتيد قرار گيرند.

نمره پيش آگهي:  براي شناسايي افراد پرخطر از نظر ابتلا به سکته مغزي (نمره 4 به بالا) استفاده کرد؛ اين نمره مبتني بر سن (60 سال به بالا: 1 امتياز)، فشارخون (mmHg‌90/140 يا بيشتر: 1 امتياز)، تظاهرات باليني (ضعف يک طرفه: 2 امتياز يا اختلال تکلم: 1 امتياز) و وجود ديابت مليتوس (1 امتياز) است.

 توصيه مي‌شود که بيماران با نمره  معادل 4 يا بيشتر ظرف 24 ساعت ارزيابي و بررسي شوند.


درمان

هدف از درمان سکته مغزي و TIA بازگرداندن خون‌رساني طبيعي به مغز، کاهش و درمان عوارض و پيشگيري مجدد از سکته است.

اگر در مدت سه ساعت بعد از شروع علايم، بهبودي ايجاد گرديد بايد براي حل لخته خوني که در مغز وجود دارد، درمان لازم صورت گيرد. اين درمان مي‌تواند به بهبودي  کمک کند اما خطر خون‌ريزي بيشتر وجود دارد. همچنين گاهي لازم است که براي کاهش تشکيل لخته خون، کاهش کلسترول و کاهش فشار خون داروهاي لازم تجويزشود.

درمان ضدترومبوز: در تمام بيماران دچار TIA بايد فورا آسپيرين با دوز 300 ميلي‌گرم شروع شود. درمان ضدترومبوز طولاني‌مدت بايد شامل ترکيب آسپيرين (75 ميلي‌گرم يک بار در روز) و دي‌پيريدامول با رهش تغيير يافته (200 ميلي‌گرم دو بار در روز) باشد. تنها در صورتي بايد از کلوپيدوگرل (75 ميلي‌گرم يک بار در روز) استفاده کرد که بيمار تحمل آسپيرين را نداشته باشد. ترکيب کلوپيدوگرل با آسپيرين يا دي‌پيريدامول توصيه نمي‌شود. اگر بيمار از قبل در حال مصرف آسپيرين بوده باشد، بايد دي‌پيريدامول اضافه شود و دليلي وجود ندارد که به صورت روتين به کلوپيدوگرل تغيير يابد. در بيماران دچار فيبريلاسيون دهليزي، وارفارين بايد تنها پس از تصويربرداري آغاز شود. اگر بيمار از قبل درحال مصرف وارفارين بوده باشد، نسبت همسان شده بين‌المللي (INR) وي را بررسي کنيد و در مورد تصويربرداري فوري از مغز با متخصص مشاوره کنيد.


اقدامات ديگر براي پيشگيري ثانويه شامل ترک سيگار، ورزش منظم، کاهش مصرف نمک و قطع مصرف الکل، کنترل فشارخون براساس راهکارهاي ملي و غربالگري از نظر ديابت و هيپرکلسترولمي را توصيه کنيد (اگر کلسترول تام بيش از mg/dL 140 يا کلسترول LDL بيش از mg/dL 100 باشد، تجويز استاتين را در نظر بگيريد).
 بيمار نبايد تا يک ماه پس از TIA رانندگي کند.

بسياري از افراد بعد از ابتلا به سکته مغزي و TIA بهبود پيدا مي‌کنند مخصوصا اگر فورا درمان شوند. اگر سکته مغزي خيلي شديد باشد، ممکن است نياز به گفتاردرماني و ساير بازتواني‌ها باشد که معمولا در خانه يا در بيمارستان انجام مي‌شود. بعد از سکته ممکن است فرد براي انجام فعاليت‌هاي روزمره طبيعي و رانندگي نياز به مراقبت و کمک  اطرافيان داشته باشد.