با سلام !

حتما یادتون هست که چند وقت پیش یه نامه از یه آشنا براتون گذاشته بودم؟ آره منظورم همون دی پی تی جونه...

راستشو بخواید این دوست عزیز دوباره یه نامه برام فرستاده و خواسته که اونو به دستتون برسونم ولی چون این بار متن نامه اش خیلی درد ناک بود دلم نخواست ناراحتتون کنم ولی اصل صحبتش ادامه تلاش های ماست. البته دی پی تی از دست خیلی هامون گله داشت و میگفت که خیلی از ما نه تنها کاری براش نکردیم که هر وقت صحبتی از اون شده به خنده و مسخره بازی گرفتیمش که ای بابا تو مملکت کی حرف این ملت به کرسی نشسته که این دومیش باشه؟ این نامه نگاری ها همش کشکه...

دی پی تی گفته شاید واقعا این نامه نگاری ها کشک باشه ولی مگه ما ها فیزیوتراپیست نیستیم چرا از حق مسلممون دفاع نمیکنیم و در برابرش سکوت کردیم پس احساس مسؤلیت کجا رفته؟ بالاخره ما هم باید ادعای وظیفه کنیم اینکه هیچ کسی برا حرفای ما تره خرد نمیکنه دیگه گناه خودشونه دی پی تی گفته حتی اگه خیال داریم نامه هامون بی اثره باید این نامه نگاری هامون رو اونقدر ادامه بدیم که وزارت و مجلس و رهبری و ریاست جمهوری و همه و همه رو کلافه کنیم ...

همون طور که گفتم اصل ناراحتی دی پی تی عزیز از مظلومیت خودشه وگرنه خبرای خوش و مسرت بخشی از اون به گوش میرسه و ما باید همه با هم تلاش کنیم ایشالله که در فردایی نزدیک در جشن دی پی تی لذت این تلاش ها رو تجربه خواهیم کرد... تا کور شود هر آنکه نتوان دید...