مهربانا! در تنگستان هوای نفس گرفتار آمده ایم،  در ظلمستان غیبت به اسارت  رفته ایم، در بیغوله  زنجیرهای شهوت و خشم از حرکت ایستاده ایم و در زندان های هواپرستی  و دورویی از تعقل دست کشیده ایم...

رحمانا! قرآن و احکام تو از یادمان رفته اند، تقوی و صلاح به پستی نشسته، راه به والایی و کرامت را لجن زار انحراف بسته است، ابلیسیان آدم نما و حیوان صفت چیره و قاهر گشته و مؤمنان و ملکوتیان به گوشه ای خزیده و به کاستی رفته اند، قدوسیان در اضطراب، ایمانیان در سکوت، فرشتگان در غصه و اندوه، برترین حبیب تو در حصار روزها نگران و شب ها نالان است پس...

 رحیما!! کجایند خورشید های فروزنده؟ کجایند ماه های تابنده؟ کجایند ستارگان پرتو افکن؟ کجایند پرچم های بر افراشته  دین و استوانه های دانش پوینده؟ کجایند ذخیره های خزانه ی عترت هدایتگر؟

پروردگارا! کجاست آن بر کننده ی ریشه ی ستمکاران؟ کجاست آن راست کننده ی کجی ها؟ کجاست زنده کننده ی دین و گروندگان بدان؟ کجاست؟؟؟...