روز درختکاری
عبداللطیف عبادی
سالهای سال است که هر روزم را باید با شنیدن خبری از نابود شدن طبیعت مملکتم و ویران شدن بخشی دیگر از میراث فرهنگی سرزمینم آغاز کنم ، آنچنان که دیگر از آغاز کردن روزها بیزارم . یک عمر در میان خبرهای سیاسی و دنیای سیاست غرق بودم ، و اکنون بیش از هر چیز دیگری نگران محیط زیست ایران هستم . کم نیستند کسانی که می گویند پرداختن به طبیعت و دفاع از جانوران و درختان و دشت ها و رودخانه ها و دریاها و کوه ها و جنگل ها و شکوه بازمانده از گذشتگان و آثار تاریخی و فرهنگی مان ، نوعی رهبانیت روحی و گریز از مسئولیت های اجتماعی و سیاسی ست . اما این حرف خطاست . در زندگی ام به تجربه آموختم که احساس تعهد اجتماعی از احساس تعلق اجتماعی شروع می شود . احساس تعلق اجتماعی یعنی دوست داشتن و محبت کردن به سرزمین و طبیعتی که در آن زندگی می کنیم و حمایت کردن از ضعیف ترین اعضای جامعه خود و سخن گفتن از طرف کسانی که قادر به سخن گفتن نیستند . کسی که مرگ یک رودخانه و تالاب را می بیند و حرفی نمی زند ، کسی که بریده شدن درخت سبزی را می بیند و فریادی نمی زند ، کسی که کشته شدن یک گنجشک را می بیند و از جانش دفاعی نمی کند ، قطعا” در برابر نابودی ساختار اخلاقی جامعه خود و مرگ انسانیت و عدالت و آزادی نیز خاموش و بی تفاوت خواهد بود و همواره تماشاگری بی روح و بی احساس باقی خواهد ماند . شریف ترین اعضای یک جامعه کسانی هستند که از ضعیفترین اعضای جامعهء خود دفاع و حمایت می کنند . جامعهء ما امروز بیش از آنکه به مبارزین و فعالین سیاسی نیاز داشته باشد ، به مبارزین و فعالین اخلاقی نیاز دارد . نقطهء آغاز اخلاق انسانی هم محبت کردن به زمین و دفاع از بی پناه ترین و ضعیفترین ساکنان زمین است و اولین نشانهء عشق به زمین ، کاشتن درخت است .
سهراب سپهری سالها پیش گفته بود :
جای مردان سیاست بنشانیم درخت ، تا هوا تازه شود
———————–
دیروز ۱۵ اسفند بود و روز درختکاری...
خداییش چندتا نهال محبت تو دل دوستامون کاشتیم؟!

«وبلاگ فیزیوتراپیست های ورودی 88 شهید بهشتی »