الوداع خاطره ها...

الوداع خاطره ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد
روزگاری که پر از خاطره بود، تلخ و شیرین، زشت و زیبا
تلخشان شیرین، یادشان شیرین تر
شاد بودید یا که غمگین، فارغ از رنگ یا که رنگین
هر چه بودید، بمانید بجا، خاطره ها
الوداع خاطره ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد
چه قدر زیبا بود، با شماها بودن
دوستانی چون گل
مهربان چون گلبرگ
بی ریا چون شبنم
وای! باید رفتن! وای! باید رفتن!
دل من می گیرد
اشک در چشم ترم می شکند
دست من می لرزد
سخنی هیچ نمامده است بجا
الوداع خاطره ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد
روز اول که شما را دیدم
با خودم می گفتم:
کاش می شد یا رب، روز هجران نرسد
و دریغ و صد داغ، که رسیدش امروز
باید امروز شما را، شاید، تا به فردای قیامت، شاید، به خدا بسپارم
گریه ام می گیرد، دل من می گیرد
نبض من می شکند
اشک من می ریزد
الوداع خاطره ها، الوداع خاطره ها
مرگتان مرگ من است
بودتان، بود وجود
پس بمانید بجا خاطره ها
الوداع خاطره ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد
گر چه امروز، روز وداع است
ولی ای کاش در باور خویش، این بدانید شما
که همه خاطره بودید شما، که همه خاطره بودید شما

«وبلاگ فیزیوتراپیست های ورودی 88 شهید بهشتی »